سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

352

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

احاديثى را كه از جزوه‌هايى كه منسوب به گفتارهاى امام پنجم و ششم بود و استنساخ كرده بود قرائت كرد . امام به شدت صحّت اين احاديث را تكذيب نمود و اعلام كرد ابو الخطاب و پيروانش اين كتابچه‌ها را تنظيم كرده‌اند و به امامان نسبت داده‌اند تا شايد دروغ‌هايشان پذيرفته شود . ( 60 ) احاديث مشابهى پيش از اين ذكر شد كه امام صادق ( ع ) در آن‌ها از اين كه مغيره امام باقر ( ع ) را غير واقعى معرفى كرده بود گله داشت . تاكنون افراطيون و شبه افراطيون اطراف امام صادق ( ع ) و دعاوى افراطى آنان را درباره امامان بحث مىكرده‌ايم . در عين حال ، بايد دانست كه همه پيروان امام ششم اشخاص متعصبى نبودند . تعداد زيادى از ايشان شيعيانى بودند كه از ديگر مسلمانان به خاطر فداكارى در راه على ( ع ) و با ايمان به اين حقيقت كه او بهترين خلق خدا بعد از پيامبر بود كه مىتوانست مقام رهبرى روحانى و سياسى جامعه را در خود جمع كند ، مشخص مىشوند . از اين رو ، آنها امامت را حق على ( ع ) و اوصياء او مىدانستند كه خداوند اطاعت از ايشان را مقرر داشته است . بهترين نمونه اين مناديان شيعه ، عبد الله ابن ابى يعفور از ساكنين كوفه بود . او به همشهريان كوفى خود نظير معلى بن خنيس كه مدعى پيامبرى امامان بود اعتراض كرد و گفت امامان علماى خداشناس ، خالص ، مخلص خداترس و با فضيلتى هستند كه هدايت جامعه به سوى پروردگار بدانان واگذار شده است . ( 61 ) ابن ابى يعفور ، در انجام اعمال مذهبى بسيار دقيق و سخت‌گير بود و مورد احترام فراوان امام ششم قرار داشت . ( 62 ) او از احترام زيادى در ميان حلقه‌هاى محدّثين ميانه‌رو برخوردار بود و در زمان امام صادق ( ع ) دار فانى را وداع كرد . بسيارى از اهل الحديث و مرجئه طرفدار تشيّع جنازهء او را تشييع كردند . ( 63 ) بازهم در ميان پيروان امام ششم به گروه ديگرى برمىخوريم كه همراه با بعضى از معتزله در بررسى مسائل فكرى ، منطقى و جدالى زمان مشغول بودند . نشان رهبرى امام صادق ( ع ) اين است كه بر گرد خود افرادى را جمع كرد كه با نيرومندى چشمگيرى توانستند در ميان علماى مسلمانى كه بر مسائل فلسفى زمان تفكر مىكردند ، مقاومت كنند . اين گروه كه از نخستين حكماى الهى و علماى شيعه مىباشند و اكنون به